در مورد خودم
من از همون بچگی علاقه ی شدیدی به تکواندو داشتم پس عزممو جزم کردم و با اراده و پشتکار کامل به سوی هدفم که همون ورزش در رشته ی تکواندو بود رفتم دوسال اول که تو همین زرنق خودمون کلاس برگزار شد به طور مرتب در کلاسها شرکت میکردم که بعد٠از گرفتن کمر سبز بنا به مشکلاتی کلاس تو زرنق تعطیل شد بعد یکی دوسال که فهمیدم شهر مهربان هم کلاس تکواندو داره معطلی رو جایز ندونستم و به مهربان برای شرکت در کلاس استاد بزرگوارم آقای صدرجهانی رفتم بعد با کمک استاد و راده ی خودم و توکل بر خدای مهربونم تونستم دان یک در رشته ی تکواندو هیانگ رو کسب کنم این عکس رو هم که مشاهده میکنین با این که تو یکی از مبارزه ها پام به شدت آسیب دید...
نویسنده :
علی نیکنام
19:05
منوداداشم با تیم ملی ایرلند
آرمان وداداش امیر حسن
آرمان کو چولووووووووووو
منو داداشم
من وداداش ارمانم بر روی اپن آشپزحانه نشستیم و ارمان داره موز می خوره ...
نویسنده :
علی نیکنام
1:27
ارمان کودکیاش یادش افتاده
آرمان مهندس کامپیوتر است
آرمان دختر می شود
علی تکواندو کار می شود
علی از شش سالگی به کلاس تکواندو می رود و در عرض این چهار سال پیشرفت خوبی داشته و مقامهای متعددی را توانسته کسب کند. در حال حاضر او کمر بند مشکی تکواندو هست. عکسهای چهار سال پیش علی تکواندو کار زمانی که تازه در کلاس تکواندو ثبت نام کرده بود علی با ژست ورزشی البته در خانه علی گارد ورزشی می گیرد علی حرکات کششی انجام می دهد علی 180 درجه علی بعد از 180 درجه علی یکبار دیگر گارد می گیرد علی خداحافظی می کند ...
نویسنده :
علی نیکنام
1:15











